روایت اولین فرمانده سپاه از دل زندان اوین / پیشبینی یکی از سران حزب توده درباره آینده آیتالله خامنهای

پورمحمدی در خصوص ضرورت بازخوانی تاریخ افزود: «تاریخ برای تحلیل درست، نیازمند گذشت زمان است تا هیجانها فروکش کند. پس از انقلاب، به دلیل انفجار اطلاعات، سانسور بسیار دشوار شده و چیزی پنهان نمانده است؛ لذا وظیفه ما انجام عملیات تصحیحی و مستندسازی است تا حقایق از بزرگنماییها و کوچکنماییها تفکیک شود. در دهههای گذشته، فضای اطلاعرسانی هرگز قابل پنهانکاری نبوده و عمده اطلاعات منتشر شده است.»
به گزارش خبرگزاری کنفرانس بین المللی اقتصاد، حسابداری، مدیریت و علوم اجتماعی، مراسم رونمایی از اسناد رهبر شهید انقلاب با عنوان «خمینی خراسان»، روز گذشته در مرکز اسناد انقلاب اسلامی با حضور چهرههای برجسته تاریخنگاری و مبارزان دوران نهضت اسلامی برگزار شد. در این مراسم که به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی تدارک دیده شده بود، حجتالاسلام پیام طبیبی، جواد منصوری و مصطفی پورمحمدی به واکاوی ابعاد شخصیتی و مبارزاتی ایشان از دریچه اسناد تاریخی پرداختند.
پیام طبیبی
چهل برگ از اسناد منتشرنشده رهبر انقلاب به نمایش گذاشته میشود
حجتالاسلام پیام طبیبی در ابتدای این نشست اظهار داشت: «از زمان شهادت رهبر فقید توسط آمریکا و اسرائیل، کارگروه ویژهای در مرکز اسناد انقلاب اسلامی تشکیل شد تا ابعاد مختلف زندگی و مبارزات ایشان به طور ویژه توسط منابع مکتوب و دیجیتال مرکز، در دسترس پژوهشگران و عموم علاقهمندان قرار گیرد. این مطالب از طریق وبسایت و شبکههای اجتماعی مرکز به سمع و نظر علاقهمندان میرسد»
وی افزود: «در این راستا، پرونده ویژهای با عنوان رهبر شهید ایران در وبسایت مرکز تشکیل شد که تا به امروز بیش از ۸۰ عنوان مطلب در آن بارگذاری شده و در دسترس عموم قرار دارد. همچنین، بخشهایی از تاریخ شفاهی ایشان، شامل صدای ضبطشده خودشان، نیز در این پرونده موجود است.»
طبیبی ادامه داد: «با نزدیک شدن به ایام تشییع و وداع با پیکر ایشان، همان گروه با همکاری اساتید، معاونین و تمامی همکاران مرکز، ایدهای را برای همراهی با مشایعتکنندگان در این غم بزرگ مطرح کرد. بر این اساس، در غرفهای که در نمایشگاه خمینی خراسان واقع در خیابان سهروردی، تقاطع خرمشهر برپا میشود، چهل برگ از اسناد منتشرنشده مبارزاتی رهبر شهید به نمایش گذاشته خواهد شد.»
وی خاطرنشان کرد: «علاوه بر این، ششمین شماره مجله به گواهی اسناد، که گزیدهای از تاریخ شفاهی منتشرنشده است و در سالهای ابتدایی انقلاب توسط حجتالاسلام والمسلمین استاد روحانی از رهبری شهید ثبت و ضبط شده، در این نمایشگاه رونمایی و در اختیار بازدیدکنندگان قرار خواهد گرفت.»
مدیر مؤسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خصوص انتخاب نام این نمایشگاه گفت: «در خصوص انتخاب نام خمینی خراسان برای این نمایشگاه باید گفت که خودِ رهبر شهید در یکی از سخنرانیهایشان فرمودند: زمانی که در ایام مبارزات در مشهد حضور داشتم، به من لقب “خمینی مشهد” داده بودند. همچنین رهبر معظم انقلاب نیز در نخستین پیام خود به مناسبت چهلمین روز درگذشت ایشان، بر همین عنوانِ خمینی خراسان تأکید کردند؛ لذا ما نام این نمایشگاه اسنادی را خمینی خراسان نهادیم. در این غرفه، بخشهای متعددی از حیات مبارزاتی این شهید بزرگوار به تصویر کشیده شده است.»
طبیبی با اشاره به جزئیات اسناد افزود: «از آنجا که این مکان، آخرین نقطه وداع و دیدار مردم با رهبر شهید است، ما تصمیم گرفتیم نقطه آغاز مبارزات ایشان را به نمایش بگذاریم. این اسناد از اولین سند مبارزاتی ایشان در سال ۱۳۴۲ که توسط شهربانی مشهد صادر شده است آغاز شده و تا وصیتنامهای که ایشان در همان سال (۱۳۴۲) شخصاً نگاشته و قرائت کردهاند، ادامه مییابد. همچنین، اسناد مرتبط با دوران تبعید، زندان و مراقبتهای امنیتی نیز در این نمایشگاه در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.»
وی بخشبندی اسناد را اینگونه تشریح کرد: «بخش نخست این اسناد، به پشتپرده بازداشتهای ایشان اختصاص دارد. بخش دوم، شامل احکام قضایی صادرشده علیه ایشان است؛ اسنادی که فراتر از مراقبتهای مستمرِ ساواک، شهربانی و سایر نهادهای امنیتی در طول دوران مبارزه، دستگیریها و آرای صادرشده توسط دادستانی ارتش رژیم پهلوی را به تصویر میکشند. بخش سوم نیز به شبکه ارتباطی ایشان میپردازد. این اسناد نشان میدهند که رهبر شهید از همان ابتدای نهضت و سالهای نخست دهه ۱۳۴۰، شبکهای ارتباطی و مستمر با طیفهای مختلف جامعه برقرار کرده بودند. در این اسناد بهوضوح گزارش شده است که سید علی خامنهای مورد اقبال جوانان و روشنفکران قرار دارد یا منبر ایشان در فلان مسجد با استقبال گسترده روبهرو شده است. ما این شبکه ارتباطی پویا و پیوند مستمر با اقشار گوناگون جامعه را در قالب این اسناد استخراج کرده و به خوانندگان و علاقهمندان ارائه میدهیم.»
وی افزود: «محور سومِ این اسناد، به بررسی کتب، اوراق و جزواتی اختصاص دارد که دستگاه امنیتی رژیم پهلوی آنها را تحت عنوان اسناد یا کتب مضره طبقهبندی میکرد. رهبر شهید از همان ابتدای دهه ۱۳۴۰ که به تبیین اندیشهها و نگارش آثار خود پرداختند، همواره تحت رصد و تعقیب نهادهای امنیتی بودند و نوشتههای ایشان به اتهام واهیِ تولید محتوای مضره، بارها مورد پیگرد، جمعآوری و توقیف قرار گرفت.»
طبیبی یادآور شد: «نکته دیگری که در این اسناد از آغازین روزهای مبارزاتی ایشان به چشم میخورد، دیدگاه شخصیتهای برجسته درباره جایگاه ایشان است. برای نمونه، در سندی مربوط به فروردینماه ۱۳۵۳، گزارشی به نقل از شهید مطهری در بایگانی ساواک موجود است که ایشان در سخنرانی خود، نسبت به آینده روشن و نقشآفرینیهای بزرگ سیدعلی خامنهای در تحولات آتی ابراز امیدواری کردهاند.»
وی در پایان تصریح کرد: «آنچه به اختصار بیان شد، تنها بخشی از اسنادی است که امروز رونمایی میشود و در ایام وداع، در معرض دید علاقهمندان قرار خواهد گرفت. نکته بنیادین در مطالعه تاریخ این است که برای شناخت جامع شخصیت رهبر شهید، نباید تنها به فرجام حماسی ایشان، یعنی شهادت، نگریست. اسناد موجود نشان میدهد که ایشان از همان آغازین روزهای فعالیت، در مسیر مبارزه و حماسه گام نهاده بودند. سبک مبارزه، نوع تعاملات و شبکهسازیهایی که در این اسناد مشاهده میشود، همگی گواهی میدهند که شهادتگونه زیستن و شهادتگونه مبارزه کردن، جزء لاینفک شخصیت این رهبر فقید بوده است؛ موضوعی که ما در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به صورت مفصلتر در این نمایشگاه به آن پرداختهایم.
جواد منصوری
یکی از سران حزب توده گفت، تنها کسی که میتواند ادامهدهنده راه امام باشد، آقای خامنهای است
در ادامه این مراسم جواد منصوری اظهار داشت: «سخن گفتن درباره شخصیتهایی که زندگی، افکار و عملکردشان فراتر از سطح معمول جامعه قرار دارد، کار آسانی نیست. در چنین مواردی، انسان با این دشواری روبهرو میشود که کدام بُعد از ابعاد شخصیت آنان را برجسته کند و چگونه مخاطبان خود را نسبت به برجستگی و ویژگیهای ممتاز آن شخصیت قانع سازد؛ چراکه گاه ممکن است به اغراق یا مبالغه متهم شود و حتی برخی گمان کنند چنین سخنانی از سر مصلحت یا منفعت بیان میشود.»
وی با اشاره به نخستین آشنایی خود با رهبر شهید افزود: «آشنایی من با ایشان به سال ۱۳۴۸ بازمیگردد؛ زمانی که در یکی از مجالس عزاداری شرکت کردم و ایشان سخنران آن مجلس بودند. آنچه در آن جلسه برای من بسیار تازه و حتی کمسابقه بود، این بود که یک روحانی در منبر مجلس عزا، درباره موضوعاتی چون دشمنشناسی، نقش استعمار و برنامههای آمریکا و اسرائیل در منطقه سخن میگفت. این شیوه طرح مسائل برای من بسیار جالب و متفاوت بود.»
منصوری در ادامه با بازگویی خاطرات خود گفت: «پس از پایان آن جلسه، فرصتی دست داد تا گفتوگویی کوتاه با ایشان داشته باشم. طبیعی بود که ایشان مرا نمیشناختند و در آغاز، با احتیاط برخورد میکردند و نسبت به ماهیت گفتوگو مردد بودند. با این حال، پس از آنکه درباره سوابقم از چند نفر پرسوجو کردند و از پیشینه فعالیتهای سیاسی و مبارزاتیام آگاه شدند، ارتباط ما از همان زمان شکل جدیتری به خود گرفت و بهتدریج استمرار یافت.»
وی با اشاره به تداوم این رابطه در سالهای بعد اظهار داشت: «هرگاه به مشهد میرفتم یا ایشان به تهران میآمدند، این ارتباط ادامه پیدا میکرد. برای من، شخصیت ایشان بهوضوح متفاوت از دیگران بود. بسیاری از مطالب و دغدغههایی را که امکان طرح آنها با دیگران نداشتم، با ایشان در میان میگذاشتم. آنچه بیش از همه برایم قابل توجه بود، سعهصدر و نحوه مواجهه ایشان با این مباحث بود؛ هرگز با رویکردی بازدارنده یا سرزنشآمیز پاسخ نمیدادند و هیچگاه نگفتند که چنین سخنانی را مطرح نکنم یا این مباحث را کنار بگذارم. این شیوه برخورد، برای من بسیار معنادار و اثرگذار بود.»
منصوری با ذکر جزئیات دوران مبارزه و بازداشت خود ادامه داد: «این روند تا سال ۱۳۵۱ ادامه داشت؛ سالی که دستگیر و زندانی شدم و بهناچار ارتباطم با ایشان قطع شد. این وضعیت تا یازدهم محرم سال ۱۳۵۷ ادامه یافت. در آن روز، در حالی که در زندان مشهد به سر میبردم، به من اطلاع دادند که آزاد هستم و میتوانم از زندان خارج شوم؛ خبری که برایم غیرمنتظره بود. پس از آزادی و ورود به شهر مشهد، مطلع شدم که در بیمارستان امام رضای مشهد حادثهای رخ داده است؛ نیروهای رژیم به آنجا هجوم برده، مردم را مورد ضرب و جرح قرار داده و شماری را مجروح کرده بودند. در اعتراض به این اقدام، جمعی از علما در بیمارستان متحصن شده بودند. بیآنکه به جای دیگری بروم یا توقفی داشته باشم، مستقیماً راهی بیمارستان شدم.»
وی با بازگویی آن لحظه حساس گفت: «در آن لحظات، شناخت دقیقی از هویت متحصنین نداشتم. وارد اتاقی شدم که کانون حضور آنان بود. به محض ورود، ایشان با گرمی از جای برخاستند، مرا در آغوش گرفتند و با لحنی صمیمانه فرمودند: کجا بودی جواد آقا؟ این برخورد برایم حیرتانگیز بود؛ چراکه میان جایگاه ایشان و وضعیت من در آن مقطع، تفاوت بسیاری وجود داشت. ایشان بلافاصله مرا به سایر حاضران، ازجمله شهید هاشمینژاد و دیگران معرفی کردند.»
وی در ادامه افزود: «از همان لحظه، همکاری ما به شکلی جدی و بیوقفه آغاز شد؛ به گونهای که هنوز روزی از آن دیدار نگذشته بود که مسئولیتهای مختلفی همچون ارسال پیامها، تنظیم بیانیهها و اطلاعیهها به من محول گردید. در همان اثنا، ایشان جویای برنامهام برای عزیمت به تهران شدند. وضعیت من پس از آزادی از زندان به گونهای بود که از حداقل امکانات اولیه، ازجمله لباس مناسب و وجه نقد، بیبهره بودم؛ اما با کمک دوستان، مقدمات سفر فراهم شد و به تهران آمدم. کمی بعد، آیتالله خامنهای نیز به تهران آمدند… من در کمیته تبلیغات، که ریاست آن با ایشان بود، عضو شدم و در کمیته انتظامات نیز به فعالیت پرداختم.
منصوری با بیان اینکه بازگویی این خاطرات از آن جهت حائز اهمیت است که موجب شناخت ابعاد شخصیتی رهبر شهید انقلاب میشود، افزود: آن«چه در آن دوران مشهود بود، تلاش، اخلاص و تقوای در اوج ایشان و نفی منیت در رفتارشان بود. نکته بسیار تأملبرانگیز برای من این بود که ایشان تقریباً هرگز در طول عمرشان از کسی به بدی یاد نمیکردند؛ نه انتقادهای تند داشتند و نه اعتراضهای غیرمنصفانه؛ که این برای من بسیار عجیب و آموزنده بود.»
وی در مورد پیوند عمیقترشان در دوران حزب جمهوری اسلامی تصریح کرد: «با گذشت زمان، پیوند ما عمیقتر شد؛ تا اینکه در اول اسفند ۱۳۵۷، پیامی از ایشان دریافت کردم که نشاندهنده آغاز فصل جدیدی در همکاریهای ما بود. در آن زمان، من در کمیته مرکزی مستقر بودم و پس از حضور نزد ایشان، در جریان تشکیل حزب جمهوری اسلامی قرار گرفتم و از من دعوت شد تا در این حزب فعالیت کنم. پس از آن، به عضویت شورای مرکزی حزب درآمدم و در طول دوران فعالیت آن، در شورای سیاسی و بخشهای مختلف، به طور مستمر با ایشان همکاری داشتم؛ همکاریهایی که احکام کتبی متعددی از سوی ایشان و شهید بهشتی آن را رسمیت میبخشید.»
منصوری همچنین در مورد اهمیت و جایگاه شخصیت رهبر شهید انقلاب در نگاه برخی چهرهها در اوایل انقلاب گفت: «در این اینجا مایلم به نکتهای تأملبرانگیز اشاره کنم که به سال ۱۳۶۳ بازمیگردد. در آن دوره، به پیشنهاد شهید لاجوردی، گاهی به زندان اوین میرفتم و با رهبران حزب توده که از گذشته نیز با برخی از آنها آشنایی داشتم، به گفتوگو مینشستم. در یکی از همین دیدارها، محمدعلی عمویی، که شخصیتی متفاوت در میان سران توده داشت، گفت: تنها کسی که میتواند ادامهدهنده راه امام باشد، آقای خامنهای است. البته کیانوری نیز در یادداشتهایش اذعان کرده بود که با مطالعه شخصیتهای بزرگ جهان، به جرأت میتواند بگوید در هشتصد سال گذشته شخصیتی به عظمت امام خمینی ظهور نکرده و بعید است تا هزار سال آینده نیز چنین شخصیتی پدید آید.»
جواد منصوری در پایان سخنان خود اظهار داشت: «در مجموع، تأکید میکنم که ایشان قطعاً مورد عنایت الهی و از ذخایر ارزشمند برای تقویت انقلاب اسلامی و استمرار مسیر امام (ره) بودند. به عنوان حسن ختامِ این خاطرات، باید بر این نکته کلیدی تأکید کنم که بزرگترین دستاورد ایشان، علاوه بر تمام خدماتشان، تعهد بیکموکاست به اجرای دقیق اندیشههای امام بود. این پایبندی، هنری است که در کمتر مسئولی دیده میشود؛ چراکه بسیاری از افراد، پس از رسیدن به جایگاههای عالی، برای بروز و ظهورِ «منیت» خویش، سعی میکنند رویکردهای متفاوتی از خود نشان دهند، اما ایشان هرگز به این آفت دچار نشدند. متقابلاً، عنایت امام خمینی (ره) نسبت به ایشان نیز بسیار ویژه بود؛ موضوعی که خود شاهد مواردی از آن بودم. در نهایت، شهادت، پاداشِ حقی بود که خداوند برای این مسیر در نظر گرفته بود.»
تاریخ برای تحلیل درست نیازمند گذشت زمان است
در ادامه این مراسم، مصطفی پورمحمدی، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با عرض تسلیت ایام عزای حضرت اباعبدالله (ع) و شهادت رهبر انقلاب و جمعی از مردم شریف و طبقات مختلف اجتماعی که در جنگ اخیر به فیض شهادت نائل آمدند، سخنان خود را آغاز کرد.
پورمحمدی در تبیین جایگاه تمدنی کشور اظهار داشت: «ملت ایران در دهههای گذشته، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جایگاه متمایزی از خود به نمایش گذاشت و استمرار تمدنی خویش را با رویشی نو در کشمکشهای فرهنگی و تمدنی معاصر به رخ جهانیان کشاند. این ملت بهدلیل پرورش انسانهای بزرگی همچون امام خمینی (ره) و رهبر شهید، دارای جایگاهی فاخر و شایسته احترام است.»
وی با اشاره به توجه ویژه محافل علمی جهان به جامعه ایران افزود: «امروزه ملت ایران مورد توجه بسیاری از اندیشکدهها و پژوهشگران جهانی قرار گرفته است تا دریابند این ملت چگونه میاندیشد، چه رویاها و آرزوهایی دارد و آینده را از چه منظری ترسیم میکند. این نکتهای است که در گزارشهای متعددی که منتشر میشود، به آن پرداخته شده است.»
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در خصوص تاریخ مکتوب انقلاب اسلامی گفت: «این اتفاق بزرگ که از ابتدای دهه ۴۰ با رحلت آیتالله بروجردی و ظهور شخصیت امام خمینی (ره) آغاز شد، اکنون ۶۵ سال قدمت دارد. تاریخ این دوره چنان مستند است که نیازی به تکاپوی بیهوده برای یافتن حقیقت نیست؛ چراکه اسناد لحظهبهلحظه، آشکار و پنهان، منبعی عظیم برای تحلیلگران جهت فهم این تحولات محسوب میشوند.»
او با اشاره به اسنادِ بهجامانده از رژیم گذشته تصریح کرد: «بسیاری از اسناد مؤسسات حکومتی پیشین در دسترس است. از آنجا که این اسناد توسط دشمنان انقلاب تهیه شده و آنان هیچ وجه اشتراکی با ما نداشتند، فاقد هرگونه خودبزرگبینی یا خوداظهاریِ مبالغهآمیز است و همین امر بر اهمیت و اعتبار آنها میافزاید. مرکز اسناد نیز تلاش جدی برای انتشار این اسناد دارد.»
پورمحمدی در خصوص ضرورت بازخوانی تاریخ افزود: «تاریخ برای تحلیل درست، نیازمند گذشت زمان است تا هیجانها فروکش کند. پس از انقلاب، به دلیل انفجار اطلاعات، سانسور بسیار دشوار شده و چیزی پنهان نمانده است؛ لذا وظیفه ما انجام عملیات تصحیحی و مستندسازی است تا حقایق از بزرگنماییها و کوچکنماییها تفکیک شود. در دهههای گذشته، فضای اطلاعرسانی هرگز قابل پنهانکاری نبوده و عمده اطلاعات منتشر شده است.»
وی با تأکید بر اینکه زندگی رهبران انقلاب کاملاً مستند است، گفت: «ما حدود ۱۰۰ سال از زندگی رهبران انقلاب را با تمام جزئیات، از دوران تحصیل تا مبارزات، در اختیار داریم. امروز جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت تأثیرگذار، مدل زندگی خاصی را در ابعاد فردی و اجتماعی ارائه کرده است که حجم مطالعات جهانی بر روی آن، برای ما شگفتانگیز است.»
پورمحمدی با استناد به سبک زندگی رهبر شهید بیان داشت: «ایشان در وصیتنامه سال ۴۲ خود که موجود است، با صداقت کامل داراییها و بدهیهایشان را برشمردهاند. این یک زندگی ساده و یک سبک زندگی “اسوه حسنه” است که میتواند برای هر جوانی در هر کجای دنیا جذاب باشد.»
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شهادت را «امضای نهایی بر ۷۰ سال زندگی صادقانه» خواند و افزود: «کسی که پای هدفش شهید میشود و جانش را اهدا میکند، نشان میدهد که در باورها، ایمان و روایتهایش صادق بوده است. این شهیدان، سرمایههای ارزشمندی برای الگودهی به جامعه امروز هستند. همانگونه که در حوادث اخیر نیز دیدیم، زیباییهایی در رفتار این شهیدان وجود دارد که نشاندهنده ظرفیت فرهنگی عظیم جامعه ماست.»
وی در بخش پایانی سخنان خود، با اشاره به پیام شهدا خطاب به بازماندگان تأکید کرد: «میراث شهدا، همان پیام “نترسیدن و اندوهگین نشدن” است. دنیا امروز با ملتی روبهرو است که با شادی مقاومت میکند و از خطر نمیهراسد. این سرمایه از هر سلاح نظامی، موشک و پهپادی مهمتر است؛ چراکه حامل پیام آرامش و قدرت روحی است. دشمنان ما نیز از همین پیام میترسند، زیرا میدانند این تفکر میتواند انسانها را تحت تأثیر قرار داده و ساختار سلطه را به چالش بکشد.»
پورمحمدی در پایان خاطرنشان کرد: «ما باید فراتر از ابزارهای تکنیکی و قدرت آتش، به عمق تحولات فرهنگی توجه کنیم. آینده متعلق به همین پیام، نگاه واقعبینانه و رویاهای متعالی است که ما تولید میکنیم.»